واکسن 4ماهگی
صبح زود ساعت7.30 با بابایی رفتیم مرکز بهداشت که واکسن چهار ماهگیتو بزنیم زود رفتیم چون بابا بعدش میخواست بره سرکار.اول بردیمت واسه قد و وزن که خدارو شکر خانوم دکتر از قد و وزنت راضی بود خیلی خوب بود بعدش رفتیم که واکسن بزنیم....من که اصلن دل نداشتم گریه پسر طلارو ببینم واسه همین باباجون پاهای شمارو گرفت و خانوم دکتر هم یه امپول زد به اون رون پاهای خوشگل پسری.همین که امپولو واست زد دل من یه ذره شد و اشکم دراومد.خدارو شکر پسرم طاقتش زیاده و زیاد گریه نکرد یه کوچولو گریه کرد و بعدشم رفت تو بغل باباجونش....بعد از اینکه واکسن زدیمو اومدیم بیرون ما رفتیم خونه مامان جونی و بابا هم رفت سرکار بعدازظهر بابا اومد دنبالمون تا بریم خونه تو راه رفتیم که ...
نویسنده :
مامان نفیسه
11:39









